قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا

گروه تفحص سیره شهدا


ساعت 7:35 عصر چهارشنبه 84/8/4

از شهیدتان علیرضا فیروزی برایمان بگویید ؛

از علیرضا زیاد خاطره دارم ، از تولدش که خانه حقیرمان را منور کرد ، از کودکی اش که زیرکانه در مورد هر چیزی سوال می کرد  از دوران دانشجویی اش که کوشا بود و هیچگاه کاهلی نمی کرد از جانبازی اش که علی رغم درد زیاد ، خم به ابرو نمی آورد ، از خداحافـظی اش که ای کاش آخریــن نگاهــش را درک کــرده 

بودم ، از  ، رفتارش و از شـهادتش که بـرایم کمـال افــتخار اسـت .بـیشتر بـرایمان تعریف کنید و

در بین دوستانش به (( حلال مشکلات )) معروف بود ، خدمت به مردم را برای خویش افتخار می دانست ، کارهای خیر پنهانی را بیشتر می پسندید  بـارها می دیدم که نیمه شب برای نماز شب یا سـحری خوردن بیدار می شـد ولی از اینکه مـبادا متوجه شویم ، چراغ را روشن نمی کرد ، تواضع خاصی داشت ، هیچگاه به خاطر شاعر بودن ، نقاش بـودن یا حتی دانشــجو بودن بر دیگــران فـخر نمی فــروخـت و بـر عکــس به دوسـتان و همکلاسیهایش در درسهایشان کمک می نمود ، دائم وضـو داشتن از خصوصیات دیگرش بود ، کم می خورد ، کم می خوابید و جز در مواقع خود  حـرف نمی زد ، همـیشه لبخند ملیحی بر لب داشت ، از خندیدن با صدای بلند بدش می آمد ، صله رحم را هیچگاه فراموش نمی کرد .

از دوران دانشجویی ایشان برایمان بگویید ؛ لباسهای تمیز و ساده می پوشید ، از اینکه لباسهای نا مناسب و خلاف عرف بپوشد ابا می نمود دوچـرخه ای داشت که با همان مسیر خانه تا دانشگاه را می پیمود ، با اینکه دانشگاه دولتی بود ( دانشگاه علوم پزشکی ) و غذا می دادند ،  معمولا به خانه می آمد و پس از صرف غذا به دانشگاه برمی گشت ، گاهی هم ژتون غذایش را می گرفت و به خـانواده های فـقیر و مستمـند می داد . در تمام کارهایش نظم عجیبی داشت جزء دانشجویان ممتاز دانشگاه بود حتی جای بعضی اساتید تدریس می کرد اما همیشه در کنار درس نقاشی، شعر  ،تئاتر ، صله رحم ، شرکت در مراسمات گوناگون ، مسجد ، خواندن قرآن و را هم انــجام می داد و درس را بهانه این کارها قرار نمی داد.      از هنرمندی ایشان برایمان بگویید ؛  از هـمان دوران کودکـی بر روی هـر تکه کاغــذی که می دید نقاشی می کرد ، بیـشتر چهره شهدا را        می کشــید و به خانواده های آنها تقـدیم می کرد ،با شـــهدا خلوت شیرینی داشـت . شـعر را هـم از نوجـوانی شـروع کرد ، کتاب اشـعارش با نام (( شعر بی قراری )) چاپ شده و موجود است ، در تئاتر هم انقدر تبـحر داشـت که یکبار که برای دیدن تئاترشان رفته بودم ، او را که در نقش پیرمردی بازی می کرد تا پایان تئاتر که خودش را به پیشم رساند ، او رانشناختم .

از اینکه زخمی شده ناراحت نبود ؟  آنقدر روحیه شادی داشت که گاهی خود ما هم یادمان می رفت زخمی شده است ، می دانستم که گاهی درد امانش را می برد اما هیچگاه لبخند رضایت از لبانش دور نمی شد ، او معتقد بود که هر کس امام حسین را می خواهد ، باید تحمل کند ، او به همین هم قانع نبود ، جزشهادت نمی خواست .

خصوصیات بارز ایشان چه بود :تواضع ، و اینکه نسبت به مساله حجاب خیلی حساس بود ، همیشه به خواهر و دختر های خواهرش می گفت  هیچگاه در خیابان به من سلام نکنید ، وقتی به خانه رسیدیم به هم سلام می کنیم ، چون کسی نمی داند من بـرادر یا دائی شـما هستم ممکن است سوء تفاهم پیش بیاید .با تشکر از شما، که وقت خود را در اختیار ما قرار دادید ، در پایان اگر سخنی دارید بیان نمایید :

ای کاش همه شهدا را می شناختند و درک می کردند ، آنوقت جامعه ما بهتر از این می بود ، گاهی می گویم خدا را شکر که علیرضا نیست او طاقت بد حجابی را نداشت .                                    (( مصاحبه با مادر شهید  11/7/84 ))

 

 


¤ نویسنده: گروه تفحص سیره شهدا

نوشته های دیگران ( )

خانه
وررود به مدیریت
پست الکترونیک
مشخصات من
 RSS 

:: بازدید امروز ::
0
:: بازدید دیروز ::
2
:: کل بازدیدها ::
5469

:: درباره من ::

گروه تفحص سیره شهدا


:: لینک به وبلاگ ::

گروه تفحص سیره شهدا

:: اوقات شرعی ::

::وضعیت من در یاهو ::

یــــاهـو

:: خبرنامه وبلاگ ::